خرید بک لینک

بعد حدود سه سال امروز رفتم بازار...خرید خاصی نداشتم ولیدلم دیدن هیاهو و دیدن زندگی میخواست...دیدن مردمی که توی شلوغی و گرونی همخوشحالن و خرید میکنن، ساندویچ کثیف میخورن،و دور دست فروش ها جمع میشن وواسه ۵تومن کمتر چونه میزنن...دوست داشتم تنهایی یه لته بخورم ویه کم فکر کنم اما از بس شلوغ بود منصرف شدم...انقدر راه رفتم که پاهام خسته شد وساعتم بهم پیام تبریک داد... بهم خوش گذشت...حالم بهتر شد... هرچند به شدت بوی عید میومدو خاطرات لعنتی مثل مته مغزم رو سوراخ میکردن... نوشته شده در پنجشنبه ۱۳ بهمن ۱۴۰۱ساعت توسط لیلی| | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 18 بهمن 1401 ساعت: 10:02

اول صبحی کلی بارون نوش جان کردم اما خیس شدن به حس خوب بعدش می ارزید...

من اساسا با وجود چتر توو زندگیم مشکل دارم.

و اساسا اون دسته ای که تا دو قطره بارون میاد کاپشن و چکمه و... میپوشن رو نمیتونم درک کنم.شرمنده، اما بارون از نظر من واسه خیس شدن و یخ زدن و لذت بردن و عاشق شدنه.وسلام.

نمیدونم چرا ولی توی پیاده روی تا اداره مدام آهنگ "بارون" سامان جلیلی رو زمزمه میکردم...

برچسب: نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:31

یک روز انتخاب خواهی کرد. هنوز وقتش نرسیده است. آدم در بیست سالگی انتخاب نمی کند، چون در بیست سالگی فکرها تازه اند و قهار. در بیست سالگی آدم حقایقی می بیند و متوجه نیست که آنچه دیده است حقیقت نیست، فقط زیبایی است...

برچسب: نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:31

دوست من همشهری تهرانی بیچاره! غصه هایت را در دلت نگاه دار مثل هوای آلوده ای که به ریه ات می چسبد و از تو جدا نمی شود مثل صحنه های ناامید کننده ای که هر روز میبینی و پشت پلک هایت می ماند مثل صداهای نابه هنجار شهری که گوش هایت را آزار می دهد مثل خاطراتی که هر روز نابودتر می شود مثل انسان هایی که دیگر انسان نیستند مثل زندگی ای که تو دیگر حقش را نداری اعتراض نکن خفه شو لال مانی بگیر صدایت در بیاید در این ناکجاآباد مدفون می شوی و به هیچ کجای هیچ کس نخواهد بود و تو گویی هرگز نبوده ای...!!!! پ.ن: اولین باره که همچین پستی اینجا می ذارم...شایدم آخرین بار پ.ن: گاهی فشار شرایط موجود انقدر زیاد میشه که نمی دونی چطور خودتو تخلیه کنی. پ.ن: دلم برای خودمان عجیب می سوزد...کی می دونه گناه ما دقیقا چیه؟ پ.ن: کَما تَکُونُوا یوَّلی عَلَیکُم.(هر طور باشید همانگونه بر شما حکومت می شود.)امام علی(ع) پ.ن: اونی که پول داره ککش نمی گزه که چه اتفاقاتی توو کشور می افته... هر بلایی میاد سر قشر ضعیف میاد. اونا هستن که توسط دولت و حکومت استثمار میشن و مجبورن به زندگی!!!!!!!!!!!!!!!!!!! برچسبها: پست اعتراضینوشته شده در دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 21 دی 1396 ساعت: 0:33

شهریور که از نیمه می گذرد دخترک بازیگوش درونم دلش هوایی می شود... دوست دارد دوباره پایین پای تو بنشیند و تو با خیال راحت گیس هایش را دوتایی ببافی و از زیبایی های کالش تعریف کنی و او سرمست و مغرور شود... ببافی و او رها شود... ببافی و او بی خیال به عروسک هایش فکر کند ببافی و از عشق برایش بگویی و از روزی که بزرگ خواهد شد... از رسم زمانه بگویی و تنهایی از سوختن و دم نزدن، از سکوت کردن های پر معنا از گادامه مطلب

برچسب: حواست, نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 9:07

دیگه هیچی شبیه قبلش نیست... نه فصل ها نه ماه رمضون و ماه محرم نه مهر نه رفاقت ها نه عاشقی کردنا نه ارتباط برقرار کردنا نه مزه غذاها و میوه ها نه بستنی سنتی ها نه زندگی کردنا و نه حتی خود تو! توام دیگه شبیه قبلت نیستی... پ.ن:بیهوده دست و پا میزنی خودتو به بعضی چیزا وصل کنی... وقتی دنیا عوض شده انتظار داری یه آدم و یه حس عوض نشه؟! پ.ن: من هیچ وقت گذشته مو و آدمایی که قبلا دوست داشتم رو فراموش نمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 9:07

پاییز بی تو

شبیه آن دلقکی است با صورتک و لباس مبدل که هیچ چیزش حقیقی نیست

جز غم ویرانگر چشمانش...


پ.ن:

بگذر

تابستان

بگذر
حال من با تو خوب نمی شود
پاییز
حال مرا خوب میشناسد !
محمود دولت آبادی

نوشته شده در جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |

برچسب: پاییز, نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 9:07

بیا ببین هوا هم بوی پاییز را آورده پس چرا این تابستان لعنتی تو را به من پس نمی دهد؟؟!!! من نوشت: از این تابستونم آبی واسه ما گرم نشد... من نوشت: بهترین زمان واسه فکر کردن، هر روز صبحه وقتی توو اتوبوس میشینم تا به محل کارم برسم، به خیابونای نسبتا خلوت اول صبح خیره میشم و خیلی چیزا رو مرور میکنم، و در نهایت سعی میکنم روز بهتری رو شروع کنم، خوش خلق تر باشم و بیشتر کار مردمو راه بندازم تا یکی مث خوادامه مطلب

برچسب: لعنتی, نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 9:07

تغییر یه وقتایی هرچقدرم تلاش کنی که شرایط رو بهتر کنی، با بعضی آدما واقعا نمیشه... هرچقدرم خوب باشی حس میکنی خوبیت داره هدر میره... حس میکنی قَدرت دونسته نمیشه... و اونجاست که باید ترس هاتو کنار بذاری و خوتو رها کنی... تغییر شرایط گاهی مث یه معجزه نتیجه بخشه...برچسبها: باتو خوبه حالم نوشته شده در شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| | ادامه مطلب

برچسب: تغییر, نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:22

خوشبختی یعنی همین آخر ِ هفته های بی خیالی که دارم...

همین خوردن ِ چای و کیک های دست ساز خودم و خواندن کتابی که دوستش دارم در سکوت و آرامش...

خوشبختی یعنی همین که قبل از آمدنت صدای قدم هایت را می شناسم و می شنوم...

خوشبختی یعنی همین حس رهایی...

نوشته شده در شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |

برچسب: خوشبختی, نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:22

گرم ترین و عجیب ترین جزیره دنیا جایی است میان پلک بالا و پایین تو جان میدهد برای آفتاب گرفتن جان می دهد برای جان دادن... برچسبها: جزیره ی متروک مننوشته شده در سه شنبه ۲۷ تیر ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |ادامه مطلب

برچسب: چشمان, نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:22

بی ربط ترین چیزهای عالم کنار تو برایم معنادار می شود... وجود تو خود ِ معنای زندگی است... پ.ن: یه وقتایی چیزای قاطی پاتی نمیخوردم اما عشقت تمام معادله ها رو عوض کرده. مث خوردن سیراب شیردان و بلال روغنی و بستنی اسکوپی، پشت سرهم!!! :) برچسبها: و من تا بی نهایت دوستت دارمنوشته شده در شنبه ۲۱ مرداد ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:22

عاشقانه ترین قصه های دنیا را من فقط با دستان تو می گویم می گیرمشان می بوسمشان می پرستمشان!!!! پ.ن: شهریور که توو راه باشه یعنی پاییز نزدیکه. و پاییز که نزدیک باشه یعنی حال من خیییییلی خوبه... پ.ن: این روزها دلم میخواد فارغ از کار و درس، فقط زندگی کنم!!! پ.ن: قضاوت نکنیم!!! سر ما هم زیر این گیوتین میره قطعا!!! پ.ن: یه وقتایی یاد آدم های خوب زندگیم می افتم که الان کنارم نیستن و کلی دلتنگشون میشادامه مطلب

برچسب: دستان, نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:22

من،
شیرین و لیلا را نه،
من،
فرهاد و مجنون را می فهمم...
زیرا پشت ظرافت لب هایم
مردانه دوستت دارم...

نوشته شده در چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |


برچسب: نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: پنجشنبه 2 شهريور 1396 ساعت: 23:22

تو و عشقت و یادت همیشه هستید از گیسوان سیاه من تا تار به تار موهای سپیدی که می آیند و می مانند... می مانید... نوشته شده در سه شنبه ۹ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کارن زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 13 خرداد 1396 ساعت: 3:32

صفحه بندی