برچسب:
نویسنده: کارن زارعینیا
من اساسا با وجود چتر توو زندگیم مشکل دارم.
و اساسا اون دسته ای که تا دو قطره بارون میاد کاپشن و چکمه و... میپوشن رو نمیتونم درک کنم.شرمنده، اما بارون از نظر من واسه خیس شدن و یخ زدن و لذت بردن و عاشق شدنه.وسلام.
نمیدونم چرا ولی توی پیاده روی تا اداره مدام آهنگ "بارون" سامان جلیلی رو زمزمه میکردم...
برچسب:
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب:
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب:
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب: حواست,
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب:
نویسنده: کارن زارعینیا
پاییز بی تو
شبیه آن دلقکی است با صورتک و لباس مبدل که هیچ چیزش حقیقی نیست
جز غم ویرانگر چشمانش...
پ.ن:
بگذر
تابستان
بگذر
حال من با تو خوب نمی شود
پاییز
حال مرا خوب میشناسد !
محمود دولت آبادی
نوشته شده در جمعه ۲۴ شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |
برچسب: پاییز,
نویسنده: کارن زارعینیا
بیا ببین
هوا هم بوی پاییز را آورده
پس چرا این تابستان لعنتی تو را به من پس نمی دهد؟؟!!!
من نوشت: از این تابستونم آبی واسه ما گرم نشد...
من نوشت: بهترین زمان واسه فکر کردن، هر روز صبحه وقتی توو اتوبوس میشینم تا به محل کارم برسم، به خیابونای نسبتا خلوت اول صبح خیره میشم و خیلی چیزا رو مرور میکنم، و در نهایت سعی میکنم روز بهتری رو شروع کنم، خوش خلق تر باشم و بیشتر کار مردمو راه بندازم تا یکی مث خو
برچسب: لعنتی,
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب: تغییر,
نویسنده: کارن زارعینیا
همین خوردن ِ چای و کیک های دست ساز خودم و خواندن کتابی که دوستش دارم در سکوت و آرامش...
خوشبختی یعنی همین که قبل از آمدنت صدای قدم هایت را می شناسم و می شنوم...
خوشبختی یعنی همین حس رهایی...
نوشته شده در شنبه ۱۳ خرداد ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |
برچسب: خوشبختی,
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب: چشمان,
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب:
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب: دستان,
نویسنده: کارن زارعینیا
من،
شیرین و لیلا را نه،
من،
فرهاد و مجنون را می فهمم...
زیرا پشت ظرافت لب هایم
مردانه دوستت دارم...
نوشته شده در چهارشنبه ۱ شهریور ۱۳۹۶ساعت توسط "ل.رهـــا"| |
برچسب:
نویسنده: کارن زارعینیا
برچسب:
نویسنده: کارن زارعینیا